در ابتدای جلسه آقای جوزایی با اشاره به مستند «تالان» ساخته «صادق دهقان» اشاره كرد بیان واقعیتهای شوكآور در یك مستند میتواند بسیار اثرگذار باشد. وی افزود: در دسترس بودن و كمهزینه بودن حوزه «ویدیو ماركتینگ» این روزها آن را به رسانه بیرقیب بدل كرده است.
جوزایی در ادامه با توجه به پدیدهمحور بودن سینمای مستند خاطرنشان كرد: خوراك آموزشی مستندها میتواند از سمت اندیشگاه به مستندسازان ارایه شود و مستندسازان به تجاریسازی این موضوعات بپردازند.
آقای غلامینتاج در ادامه بحث این سوال را مطرح كردند كه اگر قرار باشد رخداد بعدی اندیشگاه در حوزه هنر و توسعه باشد چه ایدههایی را میتوان مطرح كرد؟ وی افزود: با توجه به ظرفیتهای هنر هفتم چگونه میتوان از این ظرفیتها برای اثرگذاری بر توسعه استفاده كرد؟ غلامی خاطرنشان كرد: در این خصوص به نظرم میتوان در دو حوزه ورود پیدا كرد؛ اول كمك به تولید آثار با مضامین توسعهای و دوم كمك به دیده شدن بهتر محصولات تولید شده با مفاهیم توسعهای.
آقای جوزایی در پاسخ به این سوال به عدم بلوغ صنعت سینما در كشور اشاره كرد و گفت: چهار عنصر پیام، فرستنده، گیرنده و رسانه حامل پیام میتوانند در انتقال مضامین موثر باشند كه اگر هر كدام اشتباه در نظر گرفته شوند، پیام نادرست و ناقص به مخاطب منتقل خواهد شد.
وی در ادامه به عنوان اولین پیشنهاد، تشكیل اتاق فكر مشترك بین انجمن كارگردانان و فیلمنامهنویسان با اندیشگاه را در این راستا ضروری عنوان كرد.
آقای غلامی در پاسخ به این ایده، رویكرد برخی هنرمندان در این زمینه را مانع اساسی عنوان كرد و گفت: برخی هنرمندان از پذیرفتن ایدهها سرباز میزنند و این موضوع را در منافات با استقلال خود میدانند.
آقای جوزایی پاسخ داد: این مشكل شاید از اینجا ناشی شود كه هیچگاه در این حوزه مانند ارتباط صنعت و دانشگاه، به ادبیات مشتركی نرسیدهایم و این واقعیت همیشه مطرح بوده كه هنرمند همیشه جلوتر از جامعه حركت میكند. از این رو ما باید گروه هدف خود را مشخص كنیم تا بتوانیم به یك زبان مشترك در این خصوص برسیم. وی خاطرنشان كرد: سینمای مستند از سینمای داستانی همواره جلوتر حركت كرده و به نظرم در این حوزه باید از این ژانر در انتقال مفاهیم كمك گرفت.
آقای غلامی تاكید كرد: ما در این گروه به دنبال هنری هستیم كه درنهایت به توسعه ایران كمك كند.
آقای جوزایی در ادامه با تاكید بر تعریف سینمای مستند افزود: سینمای مستند، پرورش خلاق امر واقع است اما سینمای داستانی بر پایه امر دروغ بنا نهاده شده است. بنابراین سینمای مستند به واقعیت متعهدتر است و به همین دلیل در بیدارسازی افكار عمومی و تاثیر بر سیاستگذاران میتواند موثرتر باشد.
در ادامه آقای غلامی با بیان یك سوال اساسی به نقطه كانونی بحث خود اشاره كرد و از حضار خواست تا در این خصوص اظهارنظر كنند. وی پرسید: برای اثرگذاری بیشتر مفاهیم توسعهای، بهتر است جامعه را از دولت ناامید كنیم یا با ارایه نمونههای موفق آنها را امیدوار كنیم؟ وی با اشاره به تجربه عملی در روستای سفلی استان فارس، افزود: سه ماه تلاش تیم مستقر در روستا بر این بود تا مردم را از دولت ناامید كنیم تا خودشان به خودباوری برسند و دست به اقدام عملی بزنند. وی تاكید كرد: آیا در شرایط كنونی بهتر است بر كودكان (و نوع قالب انیمیشن) متمركز شویم یا بزرگسالان؟
خانم شفیعی خاطرنشان كرد: با توجه به وسعت موضوعات توسعهای بهتر است خودمان را در قالب خاصی محدود نكنیم و ابتدا به پیامهایی كه قرار است منتقل كنیم بپردازیم.
خانم علیرضازاده نیز با توجه به اهمیت كودكان در توسعه، استفاده از كارهای تولید شده در این حوزه را در ابتدا مفید و موثر و كمهزینه دانست.
آقای نهوجی با توجه به تجربیاتی كه در نیروی انتظامی و ساخت كلیپهای فرهنگیسازی ترافیك برای سیما (به عنوان مثال همیار پلیس) داشت، اولویت را تمركز بر كودكان و نوجوانان دانست و افزود: تجربه شخصی من نشان میدهد بزرگسالان در این گونه موارد گاه از سر لجبازی خلاف پیام را عمل میكنند اما كودكان و نوجوانان گاهی به عنوان ناظر بر عملكرد والدین خود هستند.
آقای غلامی در ادامه مجددا خاطرنشان كرد: بیشتر بر این فكر كنیم كهه فیلم توسعهای چیست و باید دارای چه خصوصیاتی باشد تا بتوان این نام را بر آن نهاد؟
خانم علیرضازاده گفت: یكی از مولفههای مهم این است كه باید بر مشكلات و تصحیح نگرشها تمركز كنیم اما آقای نهوجی بر خلاف نظر ایشان معتقدند باید بر راهكارها متمركز شویم.
خانم شفیعی با بیان این نكته كه پیام یك مستند یا فیلم توسعهای باید بر این استوار باشد كه مسوولیتپذیری و مطالب
هگری را ترویج كند گفت: مردم باید نسبت به نقش خود در توسعه آگاه شوند تا دست به اقدام عملی بزنند.
آقای غلامی خاطرنشان كرد: روی قالب، مخاطب و مسایلی از این دست تصمیمگیری نكنیم. فقط باید به این نتیجه و ادبیات واحد برسیم كه توسعه چیست و قرار است چه پیامی را انتقال دهیم؟ وی در ادامه مجددا از جمع پرسید: به نظر شما آیا نشان دادن بحران موثرتر است یا نشان دادن راهكار؟
خانم علیرضازاده معتقد بودند نشان دادن بحران موثرتر است اما آقای نهوجی به امنیتی شدن این مباحث اشاره داشتند.
آقای غلامی در پیاین و جمعبندی جلسه اظهار داشتند: باید پیام را این چنین منتقل كنیم كه نه امیدی به اصلاح حكومت هست و نه به دخالت نیروی خارجی. باید بازیگر جدیدی به میدان توسعه اضافه شود و در واقع یكی یاریگر جدید از راه برسد. اگر بخشی از مردم ببینند كه كاری دارد صورت میگیرد كمكم به آن خواهند پیوست. پیدا كردن پیشقراولها، نشان دادن موفقیتهای آنان و كمك به جلو رفتن آنها رسالت ماست.
تصمیمات متخذه:
اتفاق نظر برای نیل به ادبیات مشترك درخصوص توسعه و نوع پیام انتقالی از طریق هنر
عدم تصمیمگیری برای قالب و جمعبندی در این خصوص پس از انتخاب نوع پیام و گروه هدف
تلاش برای پیدا كردن پیشقراولهای توسعه و یاری به آنان