بالا

وبلاگ

معرفی کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی؛ نوشته داگلاس نورث، جان جوزف والیس و باری واینگاست ترجمه جعفر خیرخواهان و رضا مجیدزاده

نظم اجتماعی: سیستم یا مجموعه‌یی خاص از ساختارهای اجتماعی، نهادها، روابط، عرف، ارزشها، رفتارها و اجرای الگوهای معین رفتاری (مانند فئودالیسم یا کاپیتالیسم).

اما مساله نظم یا مساله هابز این است که نظمهای اجتماعی، چطور و چرا وجود دارند؟ هابز برای پاسخ به این پرسش، از مفهوم قرارداد اجتماعی کمک گرفت. قرارداد اجتماعی، خاستگاه اجتماعی و مشروعیت سلطه حکومت را تبیین می‌کند.

هابز در کتاب لویاتان (بعدها جان لاک و ژان ژاک روسو) درباره حالت طبیعی صحبت کردند: وضعیت فرضی بشر قبل از برقراری دولت یا آنارشیسم. هابز و هیوم، وضعیت طبیعی را به صورت ستیز و کشمکش میان انسانها میدانند. هابز سه علت یا انگیزه اساسی کشمکش را رقابت (استفاده از خشونت برای سلطه بر دیگران به منظور کسب سود)، ترس (دفاع از خود برای کسب امنیت) و غرور و بالندگی (استفاده از نیکنامی برای کسب اعتبار) برمیشمرد. از دید هابز قانون وقتی متولد میشود که افراد برای تاسیس دولت، توافق کنند. (homo homini lupus) جامعه مدنی بر پایه قرارداد اجتماعی بنا شده و از نهاد دولت، تفکیک‌ناپذیر است. از دید هابز، در حالت طبیعی، شاهین غلبه دارد اما در حالت مشترک‌المنافع و جامعه مدنی، قانونمدار. وراثت، تقلید و آموزش از ابزار تکثیر این راهبردها در جمعیت هستند.

کارل مارکس، امیل دورکهایم، تالکوت پارسونز و یورگن هابرماس نیز تبیینهای متفاوتی از نظم اجتماعی و ارکان آن، ارایه دادند.

مارکس روابط تولید را مبنای نظم اجتماعی میدانست.

دورکهایم روی مجموعه هنجارهای اجتماعی مشترک، تاکید داشت.

پارسونز، مجموعه نهادهای اجتماعی تنظیم‌کننده الگوی کنش و چارچوب ارزشهای فرهنگی را مبنا قرار میدهد.

هایک: ضرورتا لازم نیست که نظم توسط دولتها کنترل شود. افراد در تعقیب نفع شخصی، می‌توانند سیستمهای قابل‌پیش‌بینی ایجاد کنند (فرض قدرت چانی‌زنی برابر و مغالطه ترکیب). سیستم طراحی شده توسط بیش از یک فرد، بیش از سیستم متمرکز برای افراد، ارجح خواهد بود.

هابرماس کنش ارتباطی را در محور تحلیل خود میگذارد.

نورث، شیوه کنترل خشونت را مبنای تشکیل نظم اجتماعی میداند.

کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی:

مقدمه و ورود به بحث- علوم اجتماعی به دنبال توضیح عملکرد متفاوت جوامع در طی زمان

تغییر شگرف سازماندهی جوامع==< کتاب به دنبال توضیح منطق زیربنایی دو الگوی جدید سازمان اجتماعی و چگونگی گذار است. و قالبهای ناهمگون سازمان سیاسی، باورها و ساختار اجتماعی منجر به تفاوت عملکرد است.

انقلاب اقتصادی اجتماعی اول (کشاورزی)- پیدایش نخستین گروههای بزرگ دایمی

انقلاب اقتصادی اجتماعی دوم (صنعت) – سازمانهایی که از اشخاص قدرت‌گرفته و در خدمت اهداف شرکت، استفاده میکنند.

سوالات کتاب:

  • نیرهای اصلی نظم اجتماعی
  • چگونگی ساخت نهادهای پشتیبان قالبهای سازمانی خاص
  • چگونگی تحدید یا تسهیل دسترسی به آن سازمانها
  • انگیزه‌های مربوط به الگوهای سازمانی
  • شیوه تحدید و کنترل خشونت
  • باورهای افراد نسبت به رفتار افراد پیرامون خود.

عناصر چارچوب مفهومی: {خشونت، نهاد، سازمان، باور}

نظمهای اجتماعی از دیدگاه نورث:

  • شکار و گردآوری یا خوراکجویی – نظم بدوی
  • حکومت طبیعی یا دسترسی محدود (رشد کند، آسیب‌پذیر در برابر شوکها، نارضایتی عمومی از روش حکومت، تعداد اندک سازمان و برتری روابط مبتنی بر امتیاز)
  • دسترسی باز به حقوق مالکیت (جامعه مدنی غنی با سازمانهای زیاد، حکومت غیرمتمرکز، روابط اجتماعی غیرشخصی از جمله حاکمیت قانون، توسعه اقتصادی و سیاسی)

فصلهای کتاب:

اول- چارچوب مفهومی. ورود به بحث نیروهای اصلی بسترساز الگوهای نظم اجتماعی و روش سازمانیابی جوامع. بحثی درباره ثبات رشد و سطح توسعه بازار سیاسی. اهمیت سازمانها در اقتصادهای پیشرفته. توضیح مفهوم نظم اجتماعی (خشونت، نهاد و سازمان برای تحدید و کنترل خشونت).

منطق حکومت طبیعی: ائتلاف غالب از رهبران سازمانهای فرادست که اعضای آن امتیازات ویژه‌یی دارد و این امتیازات، خشونت آنها را کاهش میدهد. توافق درباره احترام به امتیازات یکدیگر. شوکهای غیرمنتظره، حالت غیردایمی ائتلاف غالب، بیثباتی روابط درون ائتلاف و …

منطق دسترسی باز: سازمانهای قدرتمند و یکپارچه نظامی، فرع بر نظام سیاسی،ایجاد میشود و دولت در کاربرد مشروع خشونت، انحصار دارد. ارکان کنترل یکپارچه نظامیان توسط نظام سیاسی، حاکمیت قانون و مقیدبودن نظام سیاسی به مجموعه نهادها و انگیزه‌های محدودکننده کاربرد نامشروع خشونت، بهره‌مندی جناحهای سیاسی از پشتیبانی گروههای اقتصادی و اجتماعی.

شرایط آستانه‌یی گذار: حاکمیت قانون برای فرادستان، ایجاد سازمانهای عمومی، دولتی و خصوصی فرادستان به شکل دایمی و کنترل سیاسی یکپارچه نظامیان.

مفاهیم مهم کالبد فراشخصی یا هیبت سازمانی و هویت غیرشخصی، تبدیل امتیاز به حقوق.

فصل دوم و سوم- منطق حکومت طبیعی، نهادها و سازمانهای حکومت طبیعی.

فصل چهارم- منطق دسترسی باز.

فصل پنجم و ششم- گذار به نظم دسترسی باز.

فصل هفتم- چارچوب مفهومی برای تحقیقات آینده.

بدون نظر

ثبت دیدگاه